خلاصه داستان سریال هیولا ساخته مهران مدیری

خلاصه داستان سریال هیولا ساخته ی مهران مدیری

خلاصه داستان سریال هیولا : سریال هیولا جدیدترین ساخته ی مهران مدیری است که برای نمایش در شبکه نمایش خانگی آماده شده است . در این سریال کمدی ، درامی اجتماعی را به نظاره مینشینیم

در واقع میتوان زبان طنز مهران مدیری را طنزی اجتماعی و تمام عیار معرفی کرد.

خطر اسپویل داستان: در ادامه خلاصه قسمت های این سریال شبکه خانگی را مطالعه می کنید.

با توجه به لو رفتن داستان سریال پس از مطالعه این خلاصه داستان ، پیشنهاد میکنیم

قبل از مطالعه خلاصه ی سریال هیولا ، نسبت به مشاهده آن اقدام کنید

دانلود سریال هیولا

سریال «هیولا» درباره زن و شوهری است که زندگی سالمی پیش گرفته‌اند. این زوج اما به مردی برخورد خواهند کرد.

که باعث تغییر مسیر زندگی‌شان و ورود آن‌ها به کارهای خلاف می‌شود.

خلاصه داستان قسمت اول سریال هیولا

در قسمت اول سریال هیولا ، پدری را میبینیم که داستان زندگی آب و اجدادی شان را برای فرزندش تعریف میکند.در این داستان جد آنها ، در زمان احمدشاه قاجار رشوه کلنل انگلیسی که میتوانسته است چندین نسل او را بی نیاز کند

پس زده و وظیفه اش را به درستی انجام می دهد. و به همین دلیل لقب : شرافت را از احمدشاه قاجار دریافت می کند.سرانجام نیز در دوران بازنشستگی به دلیل عجله برای بازپس دادن 2 قران پولی که هندوانه فروش به اشتباه به او داده بود ، از بالکن خانه پرت می شود و بر اثر همین حادثه جان می سپارد ، سایر اقوام خانوادشان نیز چه در اداره مالیات و چه در سایر ارگان ها نیز به دلیل همین وظیفه شناسی و عدم قبول رشوه و … مدام در حال تبعید هستند.

هوشنگ که پدرش داستان بالا را برایش تعریف می کرد نیز از فرزندان با شرافت این خانواده بود که بدون هیچگونه تقلبی درسش را خواند ،

دانشگاه قبول شد ، لیسانش را گرفت ، در دانشگاه عاشق شد ولی عشقش او را به دلیل صداقت بیش از حدش رها کرد.

فوق لیسانس را گرفت و در دانشگاه باز هم عاشق شد و ازدواج کرد ، فوق لیسانس را گرفت و بعنوان معلم حق التدریس در یک مدرسه مشغول تدریس شیمی شد . اما این تازه اول ماجراست …

زندگی هوشنگ شرافت بعنوان یک معلم ایرانی

در شرح زندگی هوشنگ معلمی را میبینیم که اندک پس اندازش توسط موسسات مالی و اعتباری دزدیده شده است.
از خرید دارو های مادرش که در بازار پیدا نمی شود ناتوان است و مجبور می شود دارو را از خیابان ناصرخسرو تهیه کند.
اما همین دارو نیز بدلیل نوسانات قیمت دلار مدام در حال افزایش قیمت است. معلمی که ناتوان
از تهیه کالاهای اساسی خانواده اش است و برای مواد غذایی و تهیه آن نیز دچار مشکل است. ناراحتی فرزندان شرافت از وضعیت زندگی در ادامه داستان میز شام را میبینیم که پدر خانواده از شدت شرافت پدرش و خانواده شان برای فرزندانش تعریف میکند اما در کمال ناباوری میبیند دخترش حرف های او را انکار کرده و می گوید اگر پدربزرگ میتوانسته است با قبول رشوه وضعیت معیشت مارا بهبود دهد باید این کار را انجام می داد و …

چرا که فقط شرافت در کار اهمیت ندارد و خانواده نیز بسیار مهم است.

این حرف ها به شدت پدر را ناراحت میکند. اندک اندک سختی های روزگار در حال تغییر ایجاد کردن در رفتار های آقای شرافت است. صبح در مدرسه شرافت در حال فکر کردن به پول برای تهیه داروی مادرش است که یکی از دانش آموزان برای تبریک روز معلم پاکتی را به او می دهد و میگوید برای تبریک روز معلم است و پدرش تقدیم داشته که معلم نیز از دانش آموز میخواهد سختکوش تر باشد و وقتی پاکت را باز میکند با خوشحالی فکر میکند پول خرید دارو را فراهم آورده است.

اما وقتی عصر در ناصرخسرو میخواهد پول را به دارو فروش بدهد ، می فهمد پول ها تقلبی است.

خلاصه داستان قسمت دوم سریال هیولا

سبک کاری مهران مدیری در سریال هیولا را میتوان همان سبک آشنای وی در سریال مرد دو هزار چهره دانست.

البته در این سریال مدیری بصورت جدی تری به ایجاد طنزی اجتماعی و تاثیر گذار پرداخته است.

در قسمت دوم سریال هیولا که این روز ها از شبکه نمایش خانگی منتشر می شود. آقای شرافت که موقع پرداخت هزینه دارو به داروفروش

متوجه می شود پول هایی که از هوشمند گرفته است تقلبی است ، به خانه می رود و ماجرا را با همسر و مادرش در میان می گذارد. در همین حین مادرش میخواهد گوشواره هایش را بیرون بیاورد تا هوشنگ بفروشد و بتواند قرص بخرد که او مانع می شودو به بازار رفته و سعی میکند پول های تقلبی را خرج کند.

پس از اینکه هوشنگ توانست پول ها را نقد کند نزد پسرک دارو فروش رفته و دارو می خرد ولی مدام وجدانش او را به دلیل چنین کاری آزار می دهد.

هشدار دادن به هوشمند در مورد پول های تقلبی

روز بعد ، پس از اتمام کلاس آقای شرافت دانش آموزش هوشمند را نگه می دارد و به او در مورد تقلبی بودن پول ها می گوید

و هوشمند نیز پس از شنیدن این مورد عذرخواهی میکند و نزد پدرش می رود و ماجرا را بازگو می کند وقتی آقای شرافت میخواهد مدرسه را ترک کند

در جلوی مدرسه ، هوشمند او را صدا می زند و میگوید پدرش با آقای شرافت کار دارد.

سرقت پول توسط هوشمند از پاکت پول معلم

پس از آنکه آقای شرافت و پدر هوشمند با هم در مورد پول های تقلبی حرف میزنند پدر هوشمند که می فهمد هوشمند از پاکت پول آقای معلم پنجاه هزار تومان دزدیده است

از او میخواهد به خانه برود و آقای معلم را با خود به رستوران می برد و نهار دعوت می کند

و پس از آن پاکتی با موجودی یک میلیون و دویست هزار تومان به او می دهد

و میخواهد بیشتر هوای هوشمند را داشته باشد اما شرافت از ان رفتار ناراحت شده و میخواهد رستوران را ترک کند

که پدر هوشمند می گوید باقی پول را میخواهد تا کلاس خصوصی برای هوشمند برگزار کند.

اعتراض دختر آقای شرافت به اوضاع مالی خانواده

پس از دریافت این پول توسط هوشنگ وی به مکان هایی که چک پول را در آن خرج کرده بود می رود و سعی میکند پول های تقلبی را گرفته و پول اصل بجای آن بدهد تا مدیون آنها نباشد و برای دخترش نیز یک دوچرخه می خرد و به خانه می رود

اما پس از دقایقی ، دخترش ناراحت شده و می گوید اگر پدربزرگش آن رشوه ها را قبول می کرد الان منزلشان حیاط داشت تا بتواند دوچرخه سواری کند  ناراحت به اتاقش می رود. روز بعد نیز آقای شرافت یک ربع زودتر به خانه هوشمند می رود تا زودتر درس را شروع کند اما با پیشنهاد استخر رفتن و … از سوی پدر هوشمند مواجه می شود و آن را رد می کند و برای برگزاری کلاس به اتاق هوشمند می رود اما ناباورانه با دانش آموزی بدون کوچکترین آموخته مواجه می شود ولی وقتی فرمول الکل میوه یا همان اتیلن را می نویسد با تعجب جواب سریع و دقیق هوشمند را میبیند.

تحصن معلمان مقابل وزارت آموزش و پرورش

روز بعد نیز آقای شرافت و همکارانش در مقابل وزارتخانه به تحصن می نشینند که ناگهان خبرنگاری برای شبکه های اجتماعی کلیپی را آماده می کند و همکار آقای شرافت در حال اعتراض و حرف زدن و شکایت دارد که ناگهان خاک روی چشم آقای شرافت میریزد و اشک از چشمانش جاری می شود و همه فکر می کنند او در حال گریه است اما متاسفانه خانواده شرافت در منزل در حال مشاهده این کلیپ هستند.

پس از آن نیز مسئولین موسسه قرض الحسنه خاک پای فرهنگیان می آیند و میگویند قرار است اصل پول مردم را اقساطی به آنها بدهند ولی سود آن را نخواهند داد و همینطور سود های 34 درصدی لیزینگ خودرو را نیز دریافت میکنند و فقط سود این سپرده ها را نخواهند داد که این باعث ناراحتی و اعتراض بیشتر فرهنگیان می شود.

خلاصه قسمت سوم سریال هیولا

در ابتدای این قسمت در حالی که همسر آقای شرافت در حال رنگ کردن مو های اوست ، از مشکلات خانه گله و گلایه می کند.

پس از آن شرافت به خانه ی هوشمند می رود تا به او شیمی تدریس کند و پس از پایان این مکالمه پدر هوشمند آمده و از پسرش می خواهد  آنها را تنها بگذارد و به آقای شرافت پیشنهاد پاداش ده میلیون تومانی در صورت قبولی هوشمند در امتحان شیمی می دهد که از این صحبت آقای شرافت به شدت ناراحت شده و خانه را ترک میکند

دریافت رشوه ده میلیون تومانی برای قبولی هوشمند

اما سرانجام در سر کوچه چمچاره ، صاحب خانه آنها به او می گوید که باید ده میلیون دیگر روی پول رهن بگذارد تا بتواند باز هم در آن خانه زندگی کند. همین باعث می شود روز بعد با پدر هوشمند در جلوی مدرسه حرف بزند و صحبت های شب قبلش را پس گرفته و پس از پایان کلاس نیز پاسخ سوالات را به اجبار و برای سعی در قبولی هوشمند به او می دهد.

اما متاسفانه علی رقم همه این کمک ها در امتحان هوشمند دو گرفته و نمیتواند تشخیص دهد کدام پاسخ مربوط به کدام سوال است.

به همین دلیل آقای شرافت تصمیم میگیرد او را مردود کند و خود پس از رسیدن به خانه به همسر و فرزندانش می گوید وسایل را جمع کنند و برای اسباب کشی آماده شوند اما با ناراحتی مادر و همسرش مواجه می شود و در همین لحظه پدر هوشمند زنگ زده و پیگیر اوضاع می شود که هوشنگ در عین ناراحتی قبول کرده و می گوید او نمره گرفته است.

روز بعد وقتی در حیاط خانه ی هوشمند با پدر او حرف میزند و ماشین های یک شکل و یک رنگ آنها را که برای جلوگیری

از اینکه مردم متوجه ثروت او شوند میبیند تعجب می کند و پدر هوشمند به او تاکید میکند او زندگی چراغ خاموش را بهتر می پسندد.

همچنین چک ده میلیون تومانی ای را که به او قول داده بود را نیز به او می دهد .

شرافت که به شدت عذاب  وجدان دارد در خیابان رفته و سعی دارد به بقیه کمک کند و همچنین چندین گربه ولگرد را غذا می دهد و به عبادت رفته و توبه میکند.

انتخاب شرافت به عنوان نماینده معلمان

روز بعد نیز وقتی برای اعتراض به دزدیده شدن پول هایشان پیش جمعیت میرود متوجه می شود که صندوق شخصی را به عنوان نماینده خواسته تا با او مذاکره کند و فرهنگیان نیز او را انتخاب کرده اند. وقتی برای مذاکره با این گروه به صندوق می رود در عین ناباوری می فهمد پدر هوشمند نیز جز اعضای هیات مدیره این موسسه اعتباری است. پدر هوشمند نیز پس از معرفی اعضای هیات مدیره به شرافت پیشنهاد رشوه می دهد تا فرهنگیان را گول زده و خودش بتواند پولش را بگیرد.

اما شرافت با عصبانیت جلسه را ترک میکند و سایر همکاران هیات مدیره با عصبانیت از پدر هوشمند می پرسند.

که چرا چنین خطایی کرد و بدون محک زدن به او پیشنهاد رشوه داد که پدر هوشمند می گوید این مشکل را حل خواهد کرد.

خلاصه قسمت چهارم سریال هیولا

در قسمت چهارم سریال هیولا میبینیم که شرافت در حال تعریف کردن داستان پیشنهاد رشوه از سوی مسئولین صندوق برای خانواده اش است

که مطلع می شود باید شب نشینی به خانه ی چمچاره یا همان آقای مهرافزون صاحب خانه شان بروند.

ابتدا با ناراحتی این پیشنهاد را رد می کند چرا که به دلیل خیانت پدربزرگ آقای چمچاره که نوکر خانه مهدی قلی خان

جد آقای شرافت بوده است هنوز هم او را از این خانواده دلچرکین دارد.

 اما در نهایت به دلیل عصبانیت مادرش مجبور می شود این پیشنهاد را بپذیرد.

شب در خانه ی آقای چمچاره هنگام صرف شام چمچاره و همسرش در حال فخر فروشی و … هستند

و پس از آن نیز وقتی دور هم جمع شده اند این موارد تکرار می شود که در نهایت دختر آقای شرافت

و مادرش دروغ های خانواده چمچاره را نقش بر آب کرده و آن ها را به سخره می گیرند.

اما دقیقا در همین لحظه چمچاره برای جبران این ناراحتی میخواهد پول رهن را به رخ آقای شرافت بکشد

که چک ده میلیون تومانی او را میخکوب میکند و انتظار این مورد را که نداشت او ناراحت می شود.

تقدیر از آقای شرافت برای پیشرفت تحصیلی هوشمند !!

روز بعد در مدرسه پدر هوشمند و هوشمند به همراه معاون آموزشی آموزش و پرورش منطقه و مدیر مدرسه نشسته اند وقتی آقای شرافت وارد مدرسه می شود او را به معاون معرفی می کنند. آقای شرافت که در ابتدا فکر میکند هدف آنها این است که به دلیل رشوه دریافتی از پدر هوشمند او را شماتت کنند ابتدا همه چیز را انکار میکند

اما در نهایت و در کمال ناباوری متوجه میشود به دلیل رشد نمرات هوشمند !!!

معاون آموزشی منطقه برای تقدیر از او و همکارانش به آن مدرسه آمده است.

شب بعد چمچاره و همسرش برای شب نشینی به خانه ی شرافت می روند که در مسیر گدا جلو آنها را میگیرد و ابتدا مسائلی را مطرح میکند

که ناراحتی آقای مهرافزون را در پی دارد و میخواهد ادامه دهد که مهرافزون به او اشاره می کند

که در صورت ادامه ندادن پاداش میگیرد و گدا نیز به تعریف و تمجید از خانواده چمچاره و خاندانش می پردازد و پس از اینکه خانواده مهرافزون رد می شوند از او بابت حرف هایش پاداش میگیرد.

قبول پیشنهاد رشوه و خرید پراید

در خانه آقای شرافت نیز همه در حال فخر فروشی به هم هستند ، خانواده مهرافزون به دلیل سفر های خارجه و …

و خانواده شرافت به دلیل پیشینه و شرافتشان که در نهایت صحبت می شود که پول رهن از کجا آمد

که آقای شرافت می گوید من بخشی از پس اندازم را در صندوق نگذاشته بودم و بخشی از آن در بانکی دیگر بوده

که چمچاره پیشنهاد می دهد بیاید و با باقی پولش برای خود یک پراید بخرد

و میتواند پرایدی را که در مغازه دارد را بصورت قسطی به او بدهد اما با مخالفت او مواجه می شود

ولی به دلیل اصرار مادر و همسرش مجبور می شود این پیشنهاد را پذیرفته

و روز بعد نیز برای قبول پیشنهاد رشوه پدر هوشمند به خانه او برود.

روز بعد نیز پس از رد و بدل شدن حرف هایی ، پول را از پدر هوشمند گرفته

و برای خرید اتومبیل از آقای چمچاره اقدام می کند اما پرایدی فرسوده و خراب را با قیمتی بالا میخرد.

در خانه نیز خانواده اش که از خرید او بسیار خوشحال شده اند ،

از او میخواهند آخر هفته آنها را به شمال ببرد و آقای شرافت نیز این پیشنهاد را میپذیرد.

پس از راه افتادن به سمت شمال ، بدلیل ترافیک مدت زیادی را در ترافیک می مانند

و در نهایت به دلیل ترافیک زیاد تصمیم میگیرند با خستگی بسیار به خانه باز گردند.

آنچه در قسمت بعد خواهیم دید

در قسمت بعد میبینیم که آقای شرافت با پیشنهاد پدر هوشمند برای کار در یک موسسه کمک آموزشی

به نام کاشف یا موسسه کمک آموزشی شهد فرهنگ مواجه است

اما به دلیل مخالفت با مافیای کنکور عصبانی شده و این پیشنهاد را رد می کند. آقای شرافت با عذاب وجدان زیادی مواجه شده است.

پدر هوشمند در بخشی از قسمت آینده در مورد دور زدن تحریم ها برای آقای شرافت حرف میزند.

خانواده هوشنگ نیز همچنان به دلیل مشکلاتشان او را بر سر دوراهی قرار می دهند.

از سوی پدر هوشمند پیشنهاد یک شغل به آقای شرافت می شود تا در صندوق مشغول به کار شود.

بازیگران سریال هیولا

فرهاد اصلانی

مهران مدیری

شبنم مقدمی

گوهر خیراندیش

شیلا خداداد

محمد بحرانی

سیما تیرانداز

میرطاهر مظلومی

نیما شعبان نژاد

عزت الله مهر آوران

فرزین محدث

افشین زی نوری

محسن قاضی مرادی